حذف آزمونهای نهایی ششم
اخیراً خبر حذف آزمون هماهنگ منطقهای پایه ششم و صدور گواهی تحصیلی پس از پایان این پایه، بهعنوان گامی در جهت «کاهش فشار آموزشی» و «تقویت رویکردهای تربیتی و توصیفی» منتشر شد. در ظاهر، این تصمیم میتواند نشانهای از حرکت آموزشوپرورش به سمت رویکردهای نوین و کودکمحور تلقی شود؛ اما پرسش اساسی اینجاست:
آیا این تغییر، محصول یک تحول عمیق آموزشی است یا نتیجه فشارهای ساختاری و سیاستهای انقباضی؟

سیاستگذاری بدون زیرساخت؛ مسئلهای مزمن
واقعیت آن است که بسیاری از تصمیمهای کلان آموزشی در ایران، نه بر پایه اجرای موفق رویکردهای نوین، بلکه از سر ناچاری، کمبود منابع، فشارهای اجتماعی و ناتوانی در نظارت مؤثر اتخاذ میشوند.
حذف آزمون، اگر بدون بازطراحی نظام ارزشیابی، آموزش معلمان، توانمندسازی مدارس و تأمین عدالت آموزشی اجرا شود، صرفاً صورت مسئله را پاک میکند، نه اینکه آن را حل کند.
از اقتدار سیاستگذار تا مدرسهمحوری سلیقهای
آنچه در عمل شاهد آن هستیم، کاهش تدریجی اقتدار تصمیمگیرنده مرکزی و حرکت به سمت نوعی مدرسهمحوری ناهماهنگ است؛
مدرسهمحوریای که در غیاب چارچوبهای روشن، به اعمال سلیقه، نابرابری و شکاف آموزشی منجر میشود. این وضعیت بهویژه در مناطق محروم، آسیبزا و نگرانکننده است؛ جایی که نه منابع کافی وجود دارد و نه امکان جبران خطاهای سیاستی.
پیامدهای تأخیری؛ از آموزش عالی تا بازار کار
آسیبهای نظام آموزشی، همیشه فوری و قابل رؤیت نیستند. پیامدهای اصلی این تصمیمها را در سالهای آینده، در آموزش عالی و سپس در ورود جوانان به جامعه کار مشاهده خواهیم کرد:
- افزایش بیسوادی پنهان
- افت انگیزه و شوق یادگیری
- ناتوانی در تحمل فشار شناختی و مهارتی
- گسست عمیق میان آموزش مدرسهای و نیازهای واقعی جامعه
نمونههای عینی این بحران، امروز نیز قابل مشاهدهاند؛ برای مثال، کاهش شدید تمایل دانشآموزان به رشتههای علمی مانند علوم تجربی در برخی مدارس برتر، زنگ خطری جدی است. پرسش اینجاست:
آیا نظام فعلی آموزشوپرورش توانسته بستر واقعی برای سایر مسیرهای تحصیلی، مهارتی و شغلی آینده فراهم کند؟
کتابمحوری در برابر آیندهپژوهی
تا زمانی که آموزش رسمی کشور همچنان وابسته به کتاب، محتواهای دانشی ایستا و آزمونمحوری پنهان باقی بماند، هیچ سنخیتی با تحولات جامعه، مهارتهای قرن ۲۱ و آینده مشاغل نخواهد داشت. حذف یک آزمون، بدون عبور از «دانشمحوری» به سمت «مهارت، شایستگی و زیستجهان کودک»، تنها مسکّنی موقت است.
جمعبندی
تحول آموزشی، با حذف یا اضافهکردن یک آییننامه محقق نمیشود. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم، بازنگری عمیق در فلسفه آموزش، تربیت معلم، نظام ارزشیابی و نسبت مدرسه با زندگی واقعی است. در غیر این صورت، آسیبهای نظام آموزشی نهتنها کاهش نخواهد یافت، بلکه سالبهسال عمیقتر و پرهزینهتر خواهد شد؛ هزینهای که مستقیماً بر دوش کودکان و آینده جامعه خواهد بود.
نویسنده:
مهندس سپیده جعفری
پژوهشگر و تحلیل گر علوم تربیتی در ایران
بنیانگذار موسسه شکوفایی ثریایی ها